وحشت هیتلر از کابوس هفت زن!

به گزارش بازیکده، چگونه زنانی از اندونزی تا فرانسه، عرصه را بر آلمان نازی و متحدانش در جنگ جهانی دوم تنگ کردند؟

وحشت هیتلر از کابوس هفت زن!

روزنامه خراسان نوشت: در سال های جنگ دنیای دوم که باید آن را عظیم ترین نبرد عالم گیر تاریخ بشر بدانیم، خانم هایی پیدا شدند که با کارهایشان، راستا جنگ را در بسیاری از جبهه ها تغییر دادند. هرچند نام آن ها در تاریخ معاصر چندان جلوه نمی کند و حتی اروپایی های مدعی برابری جنسیتی هم از درج قهرمانی های آن ها در کتاب هایشان طفره می فرایند، اما تأثیرات این خانم ها، انکارنشدنی است. در ادامه، با هفت زنی که در جنگ دنیای دوم علیه متحدین، یعنی آلمان نازی و چند کشور همراهش مبارزه می کردند، آشنا می شویم.

چِنگ بنهوا

برای مردم چین، چِنگ یک قهرمان ملی است. هنگامی که ژاپنی ها بخش های عظیمی از خاک چین را در اختیار داشتند و سیاستمداران به جای اتحاد در برابر دشمن، در پی کسب قدرت بودند، او به عنوان یک دختر جوان، رهبر گروه مقاومتی را بر عهده گرفت که در مناطق اطراف نانجینگ، کابوسی هولناک را برای ژاپنی ها رقم زد. چِنگ به عنوان فرمانده گروه، در بیش از 100 عملیات حضور مستقیم داشت و آن قدر ژاپنی ها را عاصی کرد که وقتی بازداشتش کردند، او را به فجیع ترین شکل ممکن کشتند. آخرین تصویر از چِنگ، لحظاتی پیش از مرگ، در واقع تنها تصویر باقی مانده از اوست که در آن لبخندی معنادار به لب دارد. امروزه مجسمه ای پنج متری از وی در شهر نانجینگ نصب شده است تا یادش همواره گرامی داشته گردد.

نورعنایت خان

حتماً قدیمی تر ها سریال شمشیر تیپوسلطان را به یاد دارند؛ خانم نورعنایت خان، نواده تیپوسلطان بود. او در جریان جنگ دنیای دوم به نیرو های متفقین پیوست و پس از طی کردن دوره های آموزشی، با چتر در فرانسه اشغالی فرود آمد تا به جمع آوری اطلاعات بپردازد. او پیروز شد طی دو سال، هر نوع اطلاعاتی را که متفقین احتیاج داشتند، از داخل آلمان تهیه و ارسال کند. قیافه آسیایی او، برای مأموران آلمانی کمتر تردید ایجاد می کرد. به همین دلیل، زیاد به رفتار های وی مشکوک نمی شدند. او مدتی بعد به برلین رفت و فعالیت جاسوسی را ادامه داد. انتها گشتاپو بعد از ماه ها تعقیب و گریز، نورعنایت را گرفت. وی در بازپرسی هایش هیچ اطلاعاتی بروز نداد و یک سال بعد در اردوگاه داخائو تیرباران شد.

لیودمیلا پاولیچنکو

لیودمیلا یکی از مخوف ترین زنان تاریخ است! به او لقب بانوی مرگ داده اند. اما در واقع باید او را یکی از بهترین تک تیرانداز های تاریخ دنیا بدانیم. نام او برای مدتی طولانی، لرزه بر پیکر نازی ها می انداخت و هیچ گاه نتوانستند لیودمیلا را از پا درآورند. او به اسطوره سربازان شوروی در جنگ دنیای دوم مبدل شد؛ بانویی که در کارنامه خود 309 افسر آلمانی مقتول داشت و بیشتر آن ها را از فاصله چند صد متری هدف قرار داده بود. او فقط در سواستوپل و طی یک عملیات ویژه، دو ژنرال آلمانی را از پا درآورد. عاقبت نازی ها مجبور شدند محل احتمالی حضور وی را بمباران نمایند! اما او باز هم از خطر جان به در برد و با زخم هایی که داشت به پشت جبهه آمد و در کسوت یک تبلیغاتچی توانمند، به شکست هیتلر یاری کرد.

نانسی ویک

نانسی را باید یکی از خشن ترین زنان تاریخ بدانیم. نازی ها شوهرش را مقابل او قصابی نموده بودند. ویک به جنبش مقاومت فرانسه پیوست و مبدل به یک نیروی عملیاتی بسیار خبره شد. آلمان ها به دلیل توانمندی او در ترور و سپس فرار از صحنه، نام موش سفید را برایش برگزیده بودند. نانسی در میان نیرو های مقاومت فرانسه چنان اعتباری پیدا کرد که بردن نام او، توام با احترام و غرور بود.

نانسی در همان حال که به کار های خرابکاری و اطلاعاتی اشتغال داشت، در قتل نازی ها با شیوه های بسیار خشن نیز، توانمند بود. خودش گفته است: در سازمان عملیات ویژه بریتانیا، حرکت ضربه با تیزی دست به گردن را یاد می دادند و من هم آن را خیلی تمرین نموده بودم و از آن استفاده می کردم.

میا می میا می دختری اهل برمه بود که مبارزه را از دوران استعمارگری فرانسوی ها شروع کرد. با ورود ژاپنی ها به سرزمین میا، او وارد مرحله جدیدی از مبارزه شد که بعد ها مبارزان برمه ای آن را به یک الگوی ویژه تبدیل کردند. میا از سلاح گرم برای کشتن ژاپنی ها استفاده نمی کرد؛ او در همه عملیات هایی که رهبری آن ها را بر عهده داشت، شمشیر به دست ظاهر می شد و کار سربازان متجاوز را تمام می کرد. افزون بر این، میا همواره یک بطری کوچک حاوی زهر را همراه خود داشت تا از آن برای کشتن دشمن یا در صورت اسارت، برای از بین بردن خودش استفاده کند. برمه ای ها او را با نام بانوی شمشیر و زهر می شناسند.

جِین ویال

در میان جاسوسانی که کمر هیتلر را شکستند، جِین در ردیف اصلی ها واقع شده است. روزنامه نگاری بی پروا و البته بسیار زرنگ که با دوچرخه، کیلومتر ها سفر کرد و توانست اطلاعات مورد احتیاج متفقین را جمع آوری کند. در واقع باید گفت هنگامی که چرچیل روی ورود متفقین در نورماندی حساب باز نموده بود، به اطلاعاتی که به وسیله جِین به دست وی می رسید، امید داشت. آلمانی ها یک بار او را بازداشت کردند، اما ویال آن قدر طبیعی عمل کرد که نازی ها پس از ساعت ها بازپرسی، نتوانستند چیزی از وی بیرون بکشند. به همین دلیل، او را آزاد کردند و ویال هم، برگشت سرِ کار جاسوسی خودش! او در میان فرانسوی ها به شدت محبوب بود. جین ویال بعد ها عضو مجلس سنای فرانسه شد.

راسونا سعید

راسونا سعید، زنی مسلمان از اهالی اندونزی بود که به دلیل سخنرانی های آتشینش، شهرت فراوانی داشت. هموطنانش به خطابه های وی رعد و برق می گفتند. راسونا پس از ورود ژاپنی ها به اندونزی، حزبی را تاسیس کرد که ظاهراً هوادار ژاپنی ها بود، اما در اصل، اطلاعات نظامی را برای متفقین جابه جا می کرد. در نهایت، پایداری راسونا و دوستانش باعث شکست ژاپن در اندونزی شد، اما آن ها در پی این پیروزی، به جنگ با استعمارگران هلندی پرداختند و در این عرصه نیز، ضرباتی خردنماینده بر پیکر استعمار وارد کردند. راسونا سعید در میان مردم خود بسیار محبوب شد. امروزه یکی از خیابان های مهم جاکارتا به نام وی نام گذاری شده است.

منبع: فرارو
انتشار: 14 شهریور 1399 بروزرسانی: 14 شهریور 1399 گردآورنده: game-kade.ir شناسه مطلب: 1042

به "وحشت هیتلر از کابوس هفت زن!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "وحشت هیتلر از کابوس هفت زن!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید